︵❤تنها دوست من❤ ‿


❤زندگی قانون باور است**

 

در این زمانه که همه حرفهاشونو تایپ میکنن

قصه زندگی را با نگاه خود باز میکنن

من هم میخوام بگم خدا دلم برات پر میزنه

تایپ نمیخواد ببین چطور داره بال وپر میزنه

مذهب و دین فراوانه اما نگاه من اینه

الله اعلم یعنی که خدا خودش خوب میدونه

دوست ندارم که هرکسی حرف منو قبول داره

چون که خدا همیشه از دلهای ما خبر داره

خدا جونم تو را قسم به همه مقدسات

حتی یه پلک به هم زدن ما را به خود وا نگذار

 شعر از خودم (رها)

| | 
 

واقعا چقد سخته که آدم کسی را دوست داشته باشه

بهش اعتماد کنه و بخواد ازش چیزهایی را یاد بگیره

ولی وقتی در گفتارش فرو میریم میبینیم که چقد ضد و نقیض در حرفهایش هست

و اینجاست که به خودم میگم خعلی ساده ای

خدایا من از دل هیچکی خبر ندارم و نمیتونم که قضاوت کنم

ولی هر کسی که میخواد از سادگیم از سادگی خیلی ادمهای دیگه

سو استفاده کنه به خودت میسپارمش جوابشو خودت بده

---------------------------

اصلا موقعه ای که در یه فکری فرو میرم انگار خدا فکرمو برام میاره رو صحنه همه برام به خوبی نقش بازی میکنن بعدم نتیجه فکرم معلوم میشه

اونوقته که چقد خوشحال میشم که خدا هنوزم دوسم داره

 

 

 

 

| | 

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست.
 
اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..."
 
دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد،
 
به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..."
 
و تو در كشمكش با دنیا

دچار جنگ اعصاب می شوی.
اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..
 
هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند،
 
بیشترین زیان را خود از آن خود

خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی
 
در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.

دکتـر ویـن دایـر

| | 
خب اینم از جشنی که برای دوست عزیزم گرفتیم

شاید تعجب کردید که یک دفعه من وبمو انقدر تغییر و تحول دادم و اینکه آهنگ شاد گذاشتم

راسش خواستم از حال و هوای غم بیام بیرون

واااای الان حدود یه ماهی هست که خیلی دپرس بودم یه شادی میخواستم تا اینکه این جمله درد و دل با خدا رو دیدم

از خدا خواستم دردهای مرا برطرف کند
خدا گفت این کار من نیست کار تو میباشد
که دردهاا را رها کنی

از خدا خواستم به من خوشحالی بدهد خدا گفت
من به تو نعمتهای رامیدهم خوشحال بودن به تو بستگی دارد.

خدایا ازت ممنونم

دوستتتتت داااااارم خدا

 

 

| | 

 رزگل عزیزم من و تمام دوستای هم لینک تولدت را تبریک میگیم امیدوارم که

بقیه عمرت را به خوبی و در راه حق  قدم بر داری و عمری با عزت و بلند داشته باشی

 

Valentine kiss

 

 

| | 
 

| | 


از خدا خواستم دردهای مرا برطرف کند
خدا گفت این کار من نیست کار تو میباشد
که دردهاا را رها کنی
از خدا خواستم به فرزند معلول من سلامتی بدهد
خدا گفت روح ابدی است ولی بدن و جسم موقتی هستند.
از خدا خواستم که صبرعطا فرمایید.
خدا گفت صبر محصول درد و رنج است وعطا شدنی نیست
بلکه یاد گرفتنی است
از خدا خواستم به من خوشحالی بدهد خدا گفت
من به تو نعمتهای رامیدهم خوشحال بودن به تو بستگی دارد.
از خدا خواستم مرااز دردهای رها کند خدا گفت درد و عذاب
تورا از علا یق دنیوی دور و به من نزدیکتر می کند.
از خدا خواستم که معنویت مرا رشد دهد خدا گفت
تو خودت بایستی رشد کنی ولی من تورا هرس می کنم
تا پر بارت کنم.
از خدا خواستم به من کمک کند تا دیگران را دوست داشته
باشم هما نطور که تو مرا دوست داری خدا گفت افرین .........
با لا خره نکته را به دست آوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

| | 
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقت ميکرد چي گفت؟

گفت: اين جايي که دارم ميفرستمت مردمي داره که ميشکننت

نکنه غصه بخوري من باهاتم تنهات نميذارم ...

تو کوله بارت عشق ميذارم تا بگذري..

.قلب ميذارم تا جا بدي...اشک ميذارم تا همراهيت کنه...

و مرگ ميذارم تا بدوني که برميگردي پيشم

هعیییییی خدای مهربونم بی نهایت دوست دارم

| | 
 

بار خدایا ، به بی نیازی آبرویم را حفظ کن
 
و حرمتم را به بینوایی تباه منمای
 
تا از روزی خواران تو روزی خواهم ،
 
یا از مردم شرور مهربانی جویم
 
و یا به ستایش کسانی که به من چیزی بخشیده اند 
 
مبتلا گردم و یا به نکوهش کسانی که مرا محروم داشته اند فریفته شوم .
 
سرانجام تویی که

می توانی ببخشی و می توانی نبخشی که تو بر هر چیز توانایی.

حضرت علی (ع)
| | 


دلم گرم است میدانم

که فردا باز خورشیدی

میان آسمان چون نور می آید

شبی می خواندم با مهر

سحر می راندم با ناز

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا ، با آنکه میداند گنه کارم

اگر رخ بربتابانم

دوباره ، می نشیند بر سر راهم

دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش

 

 

 ﺧﺪﺍﯾﺎ


ﺩﻟﻢ ﻣﺮﻫﻤﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﻮﺩﺕ

ﻧﺰﺩﯾﮏ ، ﺑﯽ ﺧﻄﺮ ، ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ، ﺑﯽ ﻣﻨﺖ

 

 

 

| | 
 

جواب دلتنگی من از خدا

ای بهترین قابل ستایش...
خدایا بامداد امروز هم از خواب برخاستم و دیدم میزان سلامتی ام بیشتر از کسالتم است.

خوشبخت تر از میلیون ها نفر دیگری هستم که در همین هفته جان

می سپارند.هیچ چیزی امنیت و آرامش را تهدید نمی کند.

درد و گرسنگی احساس نمی کنم. شکنجه و رنج و تنهایی و

زندان ندارم.خوراک برای طعام، پوشاک برای بدن، جایی برای خواب ،دارای سرپناه،

با آبرو، آبی برای نوشیدن، دوستانی برای عشق، ، لذتی برای عمر،

عمری برای زندگی،زیستنی برای تجربه، تجربه ای برای پیروزی،

موفقیتی برای غرور، غروری برای بالندگی، بالندگی برای دوست داشتن ،

دوست داشتنی برای ایمان ، ایمانی برای سپاس، سپاسی برای تو...
پس خدایا مگر می شود تو را شکر نگفت. می شود تو را داشت و چیزی کم داشت؟

راستی کسی که تو را ندارد چه دارد و او که تو را دارد چه کم دارد؟
خدایا سپاس،سپاس،سپاس از این همه نعمت که بر من

ارزانی داشته ای!

خدایا آنم ده که آنم به...

| | 
پدر داشتن خیلی حس خوبیه به ادم یه حس قدرت میده

یه پشت گرمی مخصوصا برای دختر اونایی که پدر دارید قدرشونو بدونید

ولی وقتی خدا اونو اون گنج بزرگ رو از فرزند میگیره....

هعیییی...

خیلی زندگی سخت میشه خیلی سخت ...

ولی بعد میگم باز هم خدا رو شکر که یک پدر بزرگ خوب دارم

او هم مثل پدرم هست و دستش را میبوسم

اره تا وقتی هم که پدربزرگم بود هنوز تکیه گاهم محکم بود

ولی خدای عزیزم اورا هم از من گرفت

خدااااا میخواستی به من چی بگی؟؟؟؟

  میدونم  میخواستی بگی که تکیه گاهت منم به من تکیه کن تو باید بزرگ بشی

اما بدون پدر بدونه پدر بزرگ اما گوهری ناب را برایت گذاشتم

به نام مادر خدایا شکرت!!!

ولی خدا جونم دلتنگیهایم را چکار کنم ؟؟

 

خدایا روحشان را شاد و قرین رحمتت گردان

 

| | 
| | 
وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود


قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود


آقا ببخش که سرم گرم زندگی است


کمتر دلم برای شما تنگ می شود


چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟


دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟


کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟


| | 

هرچه آید به سرم باز گویم گذرد....

وای از این عمر که با می گذرد،می گذرد....


| | 
غروب جمعه همیشه دلگیره

امروز به امام زمانم گفتم آقا جان شرمنده ام از اینکه انقدر گنهکاریم

از آنجا که دعا نمیکنیم که بیایی

از اینکه تو مظلومیتت شریک نیستیم

ای مولای من تو ما را دعا کن

ما چیزی در دست نداریم

اما آقا جان ما کوفی نیستیم بیا

همان موقع کسی در جواب گفت : از کجا میدونی که ما کوفی نیستیم؟

می دونید وقتی امام زمان ظهور میکنه خیلی ها منکرش میشن..

شاید ما بدتر از مردم کوفع بشیم...

وااااااای خیلی حالم بد شد چون راست میگفت

امان از زمانی که پرده ز رخ بر آید و ما اینگونه ....

خدایااااااااااااااااااااااااااا

اهْدِنَا الصرَط الْمُستَقِيمَ

| | 
.. امروز صبح !

 وقتي كه چشمانم را آرام آرام باز كردم تو را ديدم ...

 وقتي كه لبخند به لب تماشايم ميكردي

و از هوايي كه ساخته اي لذت ميبردي دلم قنج رفت ..

. آري خدايم ! آن كه در صبح پاييزي من ديدم تو بودي ...
 صداي حرف هايت در گوشم وز وز ميكند ...
 گرماي دستانت كه روي شانه هايم گذاشته بودي هنوز هم تنم را مي سوزاند ...
تو هر لحظه كنار من هستي و همراهم ...

عاشقانه دوستت دارم يگانه خدايه زيبايم ..

ما باید یاد بگیریم که حسینی زندگی کنیم 

امام حسین نیز عاشق بود و به خاطر عشقش هر چه  در توانش داشت داد 

حسینی بودن فقط به پخت نذری و مشکی پوشیدن نیست

حسینی بودن حرمت میخواهد

نشان دادن عشق به  خالق عالمه پس حسینی باش و حسینی زندگی کن




| | 
       با لذت و امیدواری زندگی کن

     یه روزی ادم انقدر در گرفتاریهای خودش غرق میشه

   که عشق واقعیشو فراموش میکنه( عشق به خدا)، ایمانشو گم میکنه...

   خودت را رها کن، پرواز کن اوج بگیر به خودت ببال که خدا تو را انتخاب کرده

    تا بهش نزدیک بشی باهات حرف بزنه باهاش حرف بزنی

دیدی؟؟؟پروانه ای پشت پنجره و خودش را به پنجره میزنه تا به سمت نور بره

   در صورتی که کمی ان طرف تر پنجره باز است و فقط گامی باید بر دارد...

    بلند شو به خودت بیا دست خدا را بگیر و بهترین زندگی را کن

     همه چیز رو به خودش بسپار تکیه گاهت فقط خدا باشه

    اون وقته که میتونی به راحتی از تموم مشکلاتت بر ایی...

   گاهی عزیزی را از دست میدهی درسته خیلی برایت سنگین است

   ولی بدان که پشتش خداست خدا خواسته او بنده خداست مال خداست

  او به خدا رسیده به عشقش برای خودت گریه کن 

  داستانی که امروز استاد شفیق برامون تعریف کرد که :

   مرگ به سراغ مرد می اید و میگوید که نوبت توست که به آن دنیا آیی

  مرد گفت:من ،من آمادگیش را ندارم

  مرگ گفت اسمت در اول لیست من هست و باید بیایی

  مرد گفت باش ولی بیا و با هم یک قهوه ای بخوریم و بعد رویم

 مرگ گفت باشه حرفی نیست و مرد در قهوه مرگ،

  قرص خواب ریخت و مرگ پس از نوشیدن ان به خواب رفت

  مرد از فرصت استفاده کرد و اسمش را از اول لیست پاک کرد

    و در آخر لیست گذاشت

  مرگ بیدار شد و رو به مرد کرد و گفت امروز تو به من لطف کردی

  و من باید جبران کنم و من به خاطر این لطف تو امروز از آخر لیست شروع میکنم

 بعله پیمانه که پر شد دیگر دست من یا تو نیست همه از خداییم

  و به سوی خدا باز میگردیم

 

خدااااااااااایا  برای همه چی شکر

| | 
واقعا جای تاسف داره که خودمون با دستای خودمون همدیگرو بیازاریم

الان معلوم میشه که غیرت مردونتونو به کار میبریدیا نه

پسرایی که با بطری های آب برای ترسوندن خواهرای خودشون به جان انها آسیب میرسونید

پس غیرت مردونگیتون کجا رفته حتی نباید برای یک ثانیه بزارید که خواهر خودت به ترس بیافته

واقعا پسرامون اصلا جنبشو ندارن شوخی دیگه از حد مرز گذشته است کمی به خود بیایید تا کی

 

خدا یا امنینت را به کشور عزیزمان بر گردان

و آخر عاقبتمون را به خیر کن

یا امام زمان رفیق حادثه های به رنگ تقدیری

اسیر ثانیه هایی شبیه زنجیری

در این رسانه ی دنیا میان برفک ها

نه مانده از تو صدایی نه مانده تصویری

رسیده سن حضورت به سن نوح اما

شمارِ مردم کشتی نکرده تغییری

هزار جمعۀ بی تو گذشته از عمرم

هزار سال پیاپی دچار تاخیری

شبیه کودک زاری شدم که در بازار...

تو دست گمشده ها را مگر نمی گیری؟

| | 


 قلم در دستش امانت است و نفس از نفس از خود هیچ است!

 نه خوش آمدن کسی را خواستار است و نه از تنفر کسی گریزان!

 نه مدعیست به هزاران دروغ و توهم!

 تنها مجنون عاشقیست که دل در گرو دلدار دارد!

 اگر ندیده ای باکی نیست!

 اگر نخوانده ای عیبی نیست!

 امروز هم بخوان !

و هم ببین!

 أَنامَجنون الحسین

 

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی

حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ

وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

 

 

 

| |